مرتضى راوندى

90

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ذيلا نقل مىكنيم : يكى از كشيشان كارملى در اوّل اكتبر 1672 از اصفهان چنين نوشت : « از ابتداى سلطنت اين پادشاه ، عيسويان گرفتار ظلم و ستم و تعقيب شده‌اند ، اى كاش اين عمل در نتيجهء دشمنى با آيين عيسويّت باشد ، ولى بيشتر به علّت حرص و طمع آنان و همچنين به عقيدهء آنها عليه ناپاكى ماست ، بىآنكه تحقيق كنند كه چرا ناپاكيم . رؤساى مذهبى ارامنه به زندان افكنده شده‌اند و غل و زنجير برپاى دارند و كليساهاى جلفا مجبورند هرساله چهار صد تومان بپردازند . . . » در ماه مه 1678 چندتن از مسلمانان متعصّب به بهانهء اين‌كه ارامنه و كليميها در نتيجهء « عقايد ضالّهء خود » به آيين اسلام لطمه وارد آورده‌اند ، از شاه در موقع مستى فرمانى گرفتند كه عده‌يى از آنها را اعدام كنند . لذا جمعى از خاخامهاى كليمى در اصفهان بيرحمانه به هلاكت رسيدند ، ولى ارامنه و بسيارى از محكوم‌شدگان كليمى توانستند با پرداخت رشوه‌هاى كلان از اعدام نجات يابند . تصادفا در اين ايّام ، در نتيجهء تبليغات و نفوذ يكى از مجتهدان متعصّب به نام محمّد باقر مجلسى ، آيين تشيّع در ايران به‌سرعت پيش مىرفت . اگرچه دليل محكمى در دست نداريم و ليكن مىتوان گفت احتمالا اين شخص متعصّب بود كه باعث قتل و آزار مسيحيان مىشد بدون آنكه نظرى به دارايى آنان داشته باشد . از نظر مصالح كشور ايران و سلسلهء صفويّه ، مجازات و تعقيب سنّىها به مراتب از آزار اقليتهاى عيسوى و مبلّغان كاتوليك نتايج ناگوارترى داشت . . . سنّىهاى ايران مردمى نيرومند و جنگ‌آور بودند و هرنوع مداخله در امور مذهبى آنها ممكن بود به هرج‌ومرج منتهى شود . . . « 1 » چون كتاب بحار الانوار مجلسى و بسيارى از تعاليم و روايات آن در حيات فكرى ، ادبى ، اجتماعى و مذهبى شيعيان مؤثّر افتاده ، اجمالا به محتويات اين كتاب نظرى مىافكنيم : « بحار الانوار ، كتابى است مذهبى به زبان عربى از محمّد باقر مجلسى ( 1037 ه . ق ) ؛ التقاط و انتخابى است از كتاب‌هاى معروف شيعه ، و تقريبا كليّهء احاديث مروى از پيغمبر ( ص ) - البته به عقيده شيعه - و ائمّهء شيعه ( ع ) در آن جمع شده است و مىتوان آن را دايرة المعارف شيعه خواند ، با كمال تأسف بعضى مطالب سست و بىاساس نيز در آن فراهم آمده ، اين كتاب مفصل در 26 مجلّد است ، چندين مجلّد آن به فارسى ترجمه شده

--> ( 1 ) . تاريخ لاكهارت ، ص 36 به بعد .